دختر با کاپشن سفید و شال قرمزی که به دور خودش پیچیده بود گوشه خیابون منتظر ایستاده بود و هر ماشینی که از جلوی پاش رد می شد دست بلند می کردتا اینکه گفت دربست و ماشینی جلوی پاش ترمز زدخودش رو انداخت توی ماشین وگذاشت بدنش لذت گرما رو بازهم تجربه کنه به خصوص اینکه دستاش از سرما چروک و خموده هم شده بود به راننده گفت 2 تا مسیر رو می رم و ساکت به مسافرایی خیره شد که با حرکت ماشین از جلوی چشماش رد می شدن توی عالم خودش بود که راننده پرسید خانم دانشجو هسید؟ خودش رو جمع و جور کرد و گفت_ نه راننده_ کار می کنید؟ دختر_ بله راننده_ کجا کار میکنید ؟ دختر_ ساکت با نگاه بی تفاوتی که داشت تابلو های رنگ و وارنگ مغازه ها رو تماشا می کرد راننده_ اصلا خانم من از شما خوشم اومد که سوارتون کردم وگرنه من مسافر کش نیستم که و با لهجه شمالیش ادامه داد من وکیلم دفتر وکالتم هم توی اکباتانه دختر_ شما چه زود از یه نفرخوشتون میاد راننده_ نه اینجوری هم که شما میگین نیست از طرز لباس پوشیدن و رفتار میشه خیلی چیزها رو فهمید دختر_ من متاهل هستم و به جای خالی انگشتر در دست چپش نگاه کرد و دستش رو قایم کرد راننده_ حیف شد من خیلی از شما خوشم اومده چند وقته ازدواج کردید دختر_ یه سالی میشه لطفا نگه دارید و همینجا منتظر باشید بر می گردم درب ماشین رو محکم بست و پیش خودش گفت چرا مجبورم به خاطر خلاص شدن از دست یه آدم عوضی دروغ بگم و قدم هاش رو با حرص برداشت به دفتر کارش که رسید و وسایلش رو گذاشت رو میز و دست برد به جیبش تا موبایلش رو چک کنه که یادش اومد توی ماشین همکارش جا گذاشته زنگ زد به موبایلش یکی از همکاراش جواب داد و گفت که اگه خیلی دور نشدید میام و موبایل رو از تون می گیرم و بعد دور میدونی که ماشین دربست گرفته بود قرار گذاشت دختر_ آقا لطفا برگردید همونجایی که سوارم کرده بودید راننده _ چرا؟ دختر_ موبایلم رو جا گذاشتم باید بگیرم راننده_ کجا جاگذاشتید؟ دختر_ سکوت راننده_ من هم یه بار موبایلم رو جا گذاشتم اما بهم پس ندادن خیلی هم اذیت شدم دختر از ماشین پیاده میشه و حالا موبایل سفید رنگش در میان دستانش مشخصه اما مردی به دنبالش سوار ماشی میشه راننده_ خودش رو جمع و جور کرده و لال مونی گرفته همکار_ ببخشید مزاحم شدم چه خوب شد که هم مسیر شدیم دارم می رم دنبال خانومم دختر_ شما توی این محل ساکنید نه خیر مادر خانومم اون اطراف میشینه راننده_ ساکت شده و از اونجایی که ترافیک اذیتش میکنه به دنبال راه فرار میگرده اما ترافیک مثل اینکه از روزهای دیگه هم بدتره و حسابی بهم گره خورده زنگ موبایل دختر_ الو سلام مامان دارم میام خونه خیلی ترافیک 20 دقیقه دیگه خونم زنگ موبایل همکار_ سلام عزیزم کجا بودی دارم میام دنبالت آماده باش که رسیدم راه بیفتیم زنگ موبایل دختر_ به _سلام مائی جان خوبی ؟ کجایی؟ میدون آزادی ؟ کجاش؟ فکر کنم یه خورده از ما جلو تری چی شده چرا ترافیک باز نمیشه؟ میدون رو بستن ؟ چرا؟ دختر_ رو به همکارش میگه یکی از دوستام جلو تر از ما تو میدون میگه میدون رو بستن همکار در حال زنگ زدن _ سلام داداش چطوری میگن میدون آزادی رو بستن؟ خوب شما نیرو انتظامی هستین از همه چیز خبر دارین دیگه؟ همکار_ یکی از دوستام نیرو انتظامیه این محلس میگه کار اونا نیست دختر_ این روزها هرکی به هرکی شده زنگ موبایل راننده_ سلام عزیزم چی؟ چند تا مسافر دارم اونا رو که برسونم میام خونه؟ زنگ موبایل دختر_ مامان دارم میام خونه دیگه_ تو ترافیک گیر کردم زنگ موبایل همکار_ اگه بدونی تو چه ترافیک وامونده ای موندم اما تو حاضز باش من رسیدم معطل نشیم دختر در حال زنگ زدن_ سلام مائی کجایی؟ داری میری دکتر باشه کارت تموم شد زنگ بزن سر راه سوارت کنم با هم بریم خونه زنگ موبایل راننده_ نمی دونی چه ترافیکیه باشه سر راه می خرم میام زنگ موبایل دختر_ از دکتر بیرون اومدی ترافیک داره کمکم باز میشه ؟ الان میرسم سر پمپ بنزین همونجا وایسا دختر_ آقای راننده لطفا دم پمپ بنزین نگه دارید دختر_ از ماشین پیاده میشه و دست تکون میده دخترک_ با ماسک سفید قدم هاش رو تند میکنه تا زودتر به ماشین برسه همکار_ وسایلش رو جمع کرده و از ماشین پیاده میشه دختر_ از سر خیابون راحت تر می تونید ماشین بگیرید همکار_ نه تا همینجا کافیه باید دربست بگیرم خداحافظ دختر_ خداحافظ دختر _ سلام مائی چطوری؟ مانی_ هیچی بابا دکتر گفت شاید آنفولانزا خوکی باشه دختر_ نه بابا به من دست نزنیا راننده_ نه آنفولانزا خوکی نیست ایشاله راننده_ یه ذره بغل دستیت رو نصیحت کن دختر_ آقا سر همین خیابون نگه دار پیاده میشیم دختر_ اینم کرایتون مانی_ اوه ده هزارتومن آقا تخفیف بدین خیلی زیاده دختر_ ول کنن بابا پیاده شو فردا صبح راننده_ ونک ونک یه نفر |